|
با سلام
علم لدونی اکثرا دانشمندان فیزک تقریبا آگاهی از این علم دارند حتی عرفای ما. ندانسته و بدون علم از چیزی پیروی مکن" علم بدون دین و دین بدون علم همیشه یک پایش می لنگد. در قرآن محمدی(ص) پدیده عرفان با سوره علق شروع میشود وعرفای زیادی در ایران عزیز از همین مبحث قرآنی به کشفیات زیادی نائل شدند همانند زکریای رازی -بوعلی سینا - اسعد گرگانی - خوارزمی -نصیرالدین طوسی- طالب عاملی - سر مد- و شیخ بهائی
البته فراموش نفرمائیم دین دین نزد خدا اسلام است و کسی هم که حز اسلام را بعنوان دین بپذیرد از او پذیرفته نمی شود بنابر این( یهودیت - مسیحت - محمدی ) شاخه ای از اسلام است و در آئین یهودیت و مسیحت دانشمندانی هم مباحثی را در همین زمینه ارائه نموده اند مانند کوپر نیک- کپلر -گالیله- اسحاق نیوتن - لرد کلوین ارنست ماخ-ماکس- پلانک- نیلس بور و....... ویکی از همین دانشمندان انیشتن است . نسبیت خصوصی و عمومی! برای اینکه ببینیم این دانشمند این بحث عرفانی را چگونه مطرح میکند.
متن سخنرانی انیشتن درکالج پادشاه لندن در سال 1921 این سخنرانی در همان سال در مجله طبیعت بچاپ رسید
" یسیار گونکی موقعیتهای بیرونی محدود بودن مضمون لحظه ای هوشیاری آدمی نوعی اتمی شدن زندکی هر انسان را موجب میشود.
نکته مهم در رشد و تحول کسی از گونه من این است که بتدریج توجه و دلبسیتگی به امور لحظه ای وصرفا شخصی تا حد زیادی کاهش می یابد و به تلاش برای درک ذهنی اشیاء می گراید. چون از این دیدگاه نظر شود اشا رتهای فوق تنها در حدی که به این اختصار بیان توان کرد واجد حقیقت اند .
تفکر به معنی دقیق چیست ؟
پدیدار شدن تصویرهای حافظه در پی دریافت تاثرات حسی تفکر نیست. اگر این تصویرها زنجیرهائی بسازند که هر جزء آن جزء دیگری را بیاد آورد باز هم تفکر نیست ولی وقتی که تصویر معینی در بسیاری از این قبیل زنجیره ها ( میدان گرانش) پدیدار میشود. با این تکرار جزئی نظم دهنده برای این زنجیره هامی شود یعنی زنجیره هائی( میدان گرانش) که بخودی خود نا متصلند به یکدیکر پیوند می دهد چنین جزئی یک وسیله یک مفهم میشود
به نظر من گذار از تداعی آزادیا (خواب دیدن) به تفکر با نقش کم و بیش مسلطی که مفهوم در آن ایفا میکند مشخص میشود.به هیچ روی لزومی ندارد که یک مفهوم با نشانه ای قابل باز آفریدن و باز شناختن از راه حواس (واژه)مربوط باشد اما اگر چنین باشد تفکر به موجب این واقعیت قابل انتقال می شود.
خواننده خواهد پرسید این مرد به چه حق چنین بی پروا و ابتدائی در قلمروی چنین دشوار و معمائی مفاهیم واندیشه هارا به بازی می گیرد بی آنکهد حتی کمترین بکار برد تا چیزی را ثابت کند؟
دفاع من سرشت همه تفکرات ما بازی آزادانه با مفاهیم است.چیزی که این بازی آزاددانه با مفا هیم را توجیه میکند وسعت دیدی است که به کمک این بازی نسبت به تجربه های حسی حاصل می شود.
مفهوم"حقیقی بودن" بر چنین ساختواره ای قابل اطلاق نیست. به نظر من این مفهوم را تنها زمانی میتوان به میان آورد که در مورد اجزا و قواعد بازی به توافق جامعی رسیده باشیم.
.
که البته حاصل تعمق در این کار تنظیم مفاهیم انتزاعی و قوانین پیوند آنهاست و اینها چنان باید انتخاب شوند که از مجموعشان طرحی نظم دهنده بوجود آید. بنابر آنچه گفته شد مفهومها وقتی واجد معنی خواهند شد که بتوان اشیائی یافت واین مفاهیم را به آنها نسبت داد و دیدگاها را مشخص نمود .
|